الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

253

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

السَّلْم و السَّلَام : درختى است بسيار بزرگ ، گويى كه اين نامگذارى بر آن درخت بنا بر اعتقادشان است كه : درخت تناور از آفات ، و گزند مصون است . و السِّلَام : جنگ سخت . سلو : خداى تعالى گويد : ( وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى - 57 / بقره ) اصلش چيزى است كه انسان را تسلّى مىبخشد . و لغات - السُّلْوَان و تَسَلِّي - از همين معنى است يعنى : ( دارو وسيلهء بى غمى و مهره افسونگرى و خرسندى ) گفته شده - سَلْوَى - پرنده‌اى است مثل : سُمَانَى ( بلدرچين و تيهو ) . ابن عبّاس ، گفته است ، المن : الّذى يسقط من السّماء و السّلوى طائر . يعنى المنّ از آسمان فرو مىريزد و سلوى مرغى است . بعضى از علماء گفته‌اند ، اشاره ابن عبّاس به - رزق - است مثل گوشتها و گياهان كه خداى تعالى بندگانش را با آنان روزى مىدهد و در آيه فوق مثالى از آنها را آورده است . ( در حقيقت در اثر بارانى كه از آسمان نازل مىشود توليد مىشوند ) . اصل - سلوى - از تَسَلِّي و آرامش دادن است . سَلَّيْتُ عن كذا و سَلَوْتُ عنه تَسَلَّيْتُ : وقتى گفته مىشود ، كه محبّت آن چيز از تو بر طرف شده است . گفته شده - السُّلْوَان - آن چيزى است كه تسلّى بخش است و براى رهائى از شيفتگى و علاقهء شديد ، مهره‌هاى سنگى مخصوص را مىسائيدند و سائيده‌اش را با آب مخلوط كرده مىخوردند لذا اسم آن را ، سُلْوَان يعنى تسلّىبخش نهاده‌اند .

--> ( ديوان زهير بن ابى سلمى معلقه ) .